کلمه اسب یکی از پرکاربردترین و کلاسیکترین کلمات در جدولهای متقاطع و حل جدول است. این کلمه به دلیل داشتن ترکیب حروف کوتاه (سه حرفی) و همچنین قرارگیری در ترکیبات گسترده دیگر (مانند نام اسبهای مشهور، نژادها، اصطلاحات مرتبط)، تقریباً در هر جدولی به شکلهای مختلف دیده میشود. پیدا کردن آن به عنوان جواب، معمولاً با کمک حروفِ پرکننده مانند «سین» و «ب» و همچنین با توجه به تعریف ارائهشده ممکن است.


کلمه «اسب» در جدول متقاطع معمولاً به معنای:
حیوان چهارپای اهلی، سمدار، از خانواده اسبیان که برای سواری، باربری یا ورزش استفاده میشود.
در جدولهای متقاطع، علاوه بر خود کلمه اسب، تعاریف مختلفی ممکن است اشاره به کلمات مرتبط داشته باشد. برای مثال:
پاسخ | تعداد حروف | توضیح مختصر |
|---|---|---|
فرس | 3 | اسب (واژه عربی رایج در فارسی برای اسب، بهویژه در متون رسمی و ادبی). |
ادهم | 4 | اسب سیاهرنگ (یا به طور کلی اسب). |
توسن | 4 | اسب سرکش، اسب وحشی یا بسیار تندرو و غیررام. |
دابه | 4 | حیوان چهارپا (به طور کلی)، ولی اغلب به معنای اسب یا مرکب سواری. |
سمند | 4 | اسب زردرنگ یا طلاییرنگ (معروفترین رنگ اسب در ادبیات فارسی). |
مرکب | 4 | سواری، آنچه بر آن سوار میشوند (اغلب به معنای اسب یا حیوان سواری). |
ارغون | 5 | اسب سرخرنگ یا اسب به رنگ ارغوانی/قهوهای مایل به قرمز. |
پاسخ | تعداد حروف | توضیح مختصر |
|---|---|---|
عرب | 3 | نژاد اسب عرب |
ترکمن | 5 | نژاد اسب ترکمن |
فریزین | 6 | نژاد اسب فریزین |
پاسخ | تعداد حروف | توضیح مختصر |
|---|---|---|
اسپ | 3 | اسم دیگر اسب |
کره | 3 | بچه اسب |
مادیان | 6 | اسپ ماده |
پاسخ | تعداد حروف | توضیح مختصر |
|---|---|---|
باره | 4 | اسب در زمان قدیم |
اسب دوانی | 8 | ورزش با اسب |
سوارکاری | 8 | ورزش سواری اسب |
پاسخ | تعداد حرف | توضیح مختصر |
|---|---|---|
رخش | 3 | اسب رستم |
محبوب | 5 | اسب پیامبر اسلام |
نکته کلی
در حل جدول، همیشه به تعداد خانههای خالی و حروف دادهشده از کلمات متقاطع دقت کنید. کلمه اسب بهخاطر کوتاه بودن و حروف پرکاربرد (س، ب)، اغلب در جدولها جای میگیرد.