خاور از واژههای کهن و پرکاربرد فارسی است که بیشتر به معنی شرق، مشرق و جهت برآمدن خورشید به کار میرود. این واژه در فرهنگهای معتبر فارسی، متون ادبی و منابع تاریخی جایگاه مهمی دارد و در برابر واژه باختر قرار میگیرد.

خاور یکی از واژههای اصیل و خوشآهنگ زبان فارسی است که در سادهترین معنی، به مفهوم شرق یا مشرق به کار میرود. خاور جهتی است که خورشید از آن برمیآید و روز از آنجا آغاز میشود. به همین دلیل، این واژه در برابر باختر قرار دارد؛ باختر به معنی غرب و محل فرورفتن خورشید است، اما خاور به محل برآمدن خورشید اشاره میکند. در فارسی امروز، واژه شرق در گفتوگوهای روزمره و متنهای عمومی بیشتر استفاده میشود، اما خاور همچنان در نوشتههای ادبی، تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و رسمی کاربرد فراوانی دارد. ترکیبهایی مانند خاورمیانه، خاور دور، خاور زمین و سرزمینهای خاوری نشان میدهد که این واژه هنوز بخشی زنده از زبان فارسی است.
در فرهنگ دهخدا، خاور به معنی مشرق، شرق و جای برآمدن آفتاب آمده است. دهخدا برای این واژه شواهد و کاربردهایی از متون فارسی نیز ذکر میکند که نشان میدهد خاور در زبان و ادب فارسی سابقهای طولانی دارد.
در فرهنگ معین، خاور به معنی شرق و مشرق معرفی شده و به عنوان جهت مقابل باختر شناخته میشود. این تعریف کوتاه و روشن، رایجترین کاربرد این واژه را در زبان فارسی بیان میکند.
فرهنگ عمید نیز خاور را به معنی مشرق، شرق و سوی برآمدن خورشید آورده است. در این فرهنگ، خاور بیشتر در معنای جهت جغرافیایی و محل طلوع آفتاب توضیح داده میشود.
در دایرهالمعارفها و منابع جغرافیایی، خاور معمولا معادل شرق دانسته میشود، اما کاربرد آن تنها به یک جهت ساده محدود نیست. این واژه در نامگذاری مناطق بزرگ جغرافیایی نیز نقش مهمی دارد. برای نمونه، خاورمیانه به منطقهای گفته میشود که از نظر تاریخی و جغرافیایی میان شرق و غرب قرار گرفته و شامل بخشهایی از غرب آسیا و پیرامون آن است. همچنین ترکیب خاور دور برای اشاره به نواحی شرقی آسیا مانند چین، ژاپن و کره به کار میرود. خاور نزدیک نیز در برخی منابع قدیمیتر برای سرزمینهایی نزدیکتر به اروپا در بخش شرقی جهان استفاده شده است. بنابراین، خاور در منابع دانشنامهای هم معنای جهت جغرافیایی دارد و هم در نامگذاری حوزههای تمدنی و تاریخی کاربرد پیدا کرده است.
خاور از واژههای ریشهدار در زبان فارسی و زبانهای ایرانی است. این واژه از گذشته برای اشاره به جایی به کار میرفته که خورشید از آن طلوع میکند. در نگاه سنتی، جهتها با پدیدههای طبیعی شناخته میشدند؛ خاور جای برآمدن خورشید بود و باختر جای فرورفتن آن. همین ارتباط با خورشید باعث شده است که خاور علاوه بر معنای جغرافیایی، بار تصویری و شاعرانه نیز داشته باشد. خاور میتواند یادآور روشنایی، آغاز، امید، حرکت، بیداری و شروع روز باشد. به همین دلیل، در ادبیات فارسی این واژه گاهی معنایی فراتر از جهت شرق پیدا میکند و به نمادی از نور و زندگی تبدیل میشود.
در شعر و نثر فارسی، خاور واژهای ادبی و زیباست. شاعران فارسیزبان بارها از خاور برای اشاره به محل طلوع خورشید، روشنایی صبح، سرزمینهای شرقی و گاه نماد آغاز و امید استفاده کردهاند. خاور در کنار واژههایی مانند خورشید، سپیده، صبح، روشنایی و آفتاب تصویری دلنشین و شاعرانه میسازد. ترکیب خاور و باختر نیز در متون فارسی بسیار دیده میشود. این دو واژه در کنار هم به معنی شرق و غرب هستند، اما در ادبیات میتوانند نماینده گستره جهان، دو سوی عالم یا تقابل طلوع و غروب باشند. به همین دلیل، خاور فقط یک واژه مکانی نیست، بلکه در بسیاری از متنها بار فرهنگی و تصویری دارد.
خاور و شرق از نظر معنی بسیار به هم نزدیکاند و در بسیاری از جملهها میتوان آنها را به جای یکدیگر به کار برد. با این حال، از نظر سبک و کاربرد تفاوتهایی میان این دو واژه وجود دارد.